على محمدى خراسانى
74
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
فعمله كان له أجر ذلك » ، كه دنبال « فعمله » متعلّق را حذف كرد و نگفت به چه عنوان انجام دهد ؟ به عنوان احتياط يا به عناوين ديگر ؟ اطلاق هم شامل همه مىشود . بعد هم فرمود « كان له أجر ذلك » كه مشاراليه « ذلك » ، عمل است ، يعنى ثواب خود عمل را مىدهند ، نه ثواب عمل بهعنوان احتياط . پس عمل مطلقاً و به هر نيّتى بجا آورده شود ثواب بر خود عمل است به عنوان اصلى و اوّلى كه مثلًا زيارت است يا نماز و . . . ، نه بر عمل به عنوان ثانوى و احتياط بودن . آنگاه وزان اخبار من بلغ وزانِ اين تعابير خواهد بود كه « مَنْ سَرَّحَ لحيته فله كذا » ، « من صام فله كذا » ، « من صلّى فله كذا » و . . . و همانطور كه فقهاء در اين موارد از ترتّب ثواب بر صوم و صلوة و تسريح لحيه و . . . استحباب شرعى و امر شرعى و مأمورٌ به ، به امر استحبابى بودن را استفاده كرده و فتوى به استحباب شرعى اين اعمال دادهاند . در مورد بحث هم از اخبار من بلغ ، همين استحباب نفسى استفاده مىشود و ترتّب ثوابِ موعود ، كاشف از اين مطلب است . پس به حكم اخبار من بلغ ، عملى كه با خبر ضعيفى استحباب يا وجوبش به ما رسيده باشد ، مستحّب نفسى و واقعى مىشود ؛ همانطور كه دليل نافلهء شب دالّ بر استحباب نفسى است ، امّا با اين تفاوت كه دليل نافلهء شب ، خبر معتبر و جامع شروط است و مشمول ادلهء حجيّت خبر واحد مىباشد ؛ ولى دليل فلان زيارت و . . . خبر ضعيفى است و به بركت اخبار من بلغ ارزش پيدا مىكند و به منزلهء خبر معتبر مىشود و استحباب نفسى را دلالت مىكند . فقهاء عظام در كتابهاى فقهى ، فتوى به استحباب بعضى از كارها دادهاند و آنها را مستحب نفسى و واقعى دانستهاند با اينكه مدرك آنها ضعيف است . شايد اين فتوى بر همين اساس باشد كه از اخبار من بلغ ، استحباب نفسى عمل را استفاده كردهاند ؛ و گرنه وجه ديگرى ندارد . فافهم و تأمّل : شايد اشاره باشد به اينكه شما با عبارت « بل لَوْ أتى . . . » در واقع تنها به اطلاق صحيحهء هشام عمل كرديد و به روايات مقيّده اعتنا ننموديد ؛ در حالى كه علىالقاعده يا بايد مقيّدات را مقدّم بداريم و يا دستكم به هر دو عمل كنيم و در نتيجه بگوييم اگر مكلّف ، عمل را بهعنوان خودش انجام داد ، ثواب بر خود آن است و اگر بهعنوان احتياط انجام داد ، ثواب بر احتياط است .